یک عدد گیج

دیگه حساب از دستم رفته که چند وقته دانشگاه شروع شده. اما باید اعتراف کنم که هنوز راهم رو بلد نیستم. فردا شیمی داریم و من از الان فکر میکنم کلاس شیمی توی کدوم ساختمان برگزار میشه و من چطور باید برم. از ایستگاهی که پیاده میشم تا اونجا طبق گفته مپ ۱۴ دقیقه راهه. ان شاءالله که گم نشم. چون واقعا الان دیگه زشته گم بشم.:)) 

😶‍🌫️😶‍🌫️

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

آبی

 

خواب دریا دیدم، یک دریای خیلی قشنگ که فکر نکنم توی واقعیت به قشنگی اون دریا و ساحلش در جهان وجود داشته باشه. 

اینقدر خواب قشنگ و پر آرامشی بود که برای تجربه اون آرامش پناه بردم به رنگ آبی. تا فعلا گیره موی آبی و کلیپس آبی خریدم. که تقریبا رنگ آبی اون دریا رو دارن. هر بار استفاده میکنم قلبم آروم میگیره. خودمو کنار همون دریا حس میکنم.

من این روز ها عجیب دنبال آرامشم...

 

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

😶‍🌫️😔

اینکه روز ها می‌گذرن ولی اتفاق های مزخرف زندگی من تموم نمیشن و همچنان همراهیم میکنن واقعا روانیم کرده. حس میکنم ۶ ماهه با یک نفرین بزرگ زندگی میکنم. همه چیز از همون روز لعنتی شروع شد‌. ۳ ماه قبل از شروع دانشگاه. تعطیلات بود و من جوگیر یک چیزی گفتم. و از همون روز یک شب بدون استرس نخوابیدم. تمومی نداره‌...

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
About me
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان